نقش پرهیزهای غذایی در کیفیت زندگی بیماران پوست

اغلب بیمارانی که روزانه به پزشکان مراجعه می کنند از نحوه تغذیه و ارتباط آن با بیماری فعلی خود می پرسند. متخصصان پوست نیز از این قائده مستثنی نیستند و هر روزه باید چند بار پاسخگوی این سوال مهم بیماران باشند. که من چه بخورم و چه نخورم. به نظر شما پاسخی که پزشک می دهد چقدر اهمیت دارد؟ آیا پزشک لازم است؟ در اینجا نیز مانند موقع تجویز یک داروی تخصصی و حساس دقت بالایی به خرج دهد؟ آیا فقط اهمیت دارد؟ پزشک درتوصیه های ایجابی (منظور توصیه به چه چیز خوردن) دقت کند یا به همان اندازه باید در توصیه های سلبی ( چه چیز نخوردن) هم دقت کند؟
دغدغه اصلی که این مقاله برای آن نوشته شده این است که، توصیه آنچه باید خورده شود و نیز آنچه نباید خورده شود مهم است، و دقت می طلبد و دانش کافی نیاز دارد. ولی در این بین توصیه به چه نخوردن یعنی پرهیزهای غذایی بیمار اهمیت بیشتری داردچرا!؟
شاید پزشکی فکر کند چند توصیه به نخوردن خصوصا اگر آنها جز گروههای اصلی غذایی نباشند ولو که اشتباه هم باشد مشکلی ایجاد نمی کند. مثلا مریض گوجه، بادمجان، ادویه و  فلفل نخورد. فرض که این توصیه ها از نظر علمی غلط است و محلی از اعراب ندارد. ولی مساله ای نیست چون برای بیمار مشکلی از نظر کمبود عناصر غذایی ایحاد نمی کند، و فقط چند غذای غیر مهم را از رژیم غذایی او حذف می کند. آیا واقعا این طور است؟
در پاسخ باید بگوییم خیر، صحیح است که بیمار در این موارد دچار کمبود عناصر اصلی نمی شود ولی دچار کاهش کیفیت زندگی که خواهد شد!

ما به عنوان پزشک در درجه اول مسوول زندگی بیمار و در درجه بعد مسوول کیفیت زندگی او هستیم. بیماری را تصور کنید که مدت طولانی از خوردن بسیاری از غذاهای مطبوع خود منع شده. شما فرض کنید اگر گوجه، بادمجان، ادویه، فلفل، خربزه، هندوانه و … از غذای یک ایرانی حذف شود، و بی پایه علمی هم حذف شود. در این صورت او را بی دلیل دچار افت کیفیت زندگی کرده ایم.

حال اینکه هدف اصلی رشته درماتولوژی بالا بردن کیفیت زندگی بیماراست. در موقع درمان آکنه، ملاسما پزشک می داند که منظورش حفظ سلامتی بیولوژیک بیمار نیست، که وجود آکنه یا  فرکل جان کسی را به مخاطره نمی اندازد. حتی در کهیر و پسوریازیس با اینکه با بیماریهایی طرفیم که تبعات بیولوژیک دارند. عمده هدف درمان ما ارتقاء کیفیت زندگی بیماراست. حال اگر تجویز پزشک معالج  در درمان بیماری پوستی  کیفیت زندگی را بدتر کند، دقیقا نفی غرض اتفاق افتاده است. توجه به کیفیت زندگی در 20 سال گذشته در تمام پزشکی به طرز عمومی و در درماتولوژی به طور اختصاصی افزایش یافته به گونه ای که بازتاب خود را در تحقیقات روز افزونی که به آن می پردازند و اندکسهای (ضرایب) مختلفی که در بیماریهای مختلف برای اندازه گیری آن ایجاد می گردد نشان داده است.

اما امروزه به دلایلی که مجال آن اینجا نیست، برخی گرایشهای غیر علمی بر پزشکی ما سایه افکنده و برخی از پزشکان و شبه پزشکان تمایل دارند کم دانشی و ضعف علمی خود را در هم نوا شدن با توصیه های عامیانه و مردم پسند جبران کنند.  بیماران زیادی ملاحظه می گردد که به خاطر تجویز اینان متعهد به پرهیز غذایی سنگین در رژیم غذایی خود می باشند. توصیه ای که هیچ حاصلی برایشان ندارد و درنتیجه مجبور به تحمل دو رنج می گردند، یکی رنج بیماری و دیگری رنج پرهیز غذایی!
همانطور که همکاران عزیز مستحضراند درصد زیادی از بیماران  حوزه در ماتولوژی برای مواردی چون خارش اگزما و کهیر به ما مراجعه می کنند. در صورتی که درمانگر از دانش و مهارت کافی در درماتولوژی مدرن برخوردار نباشد گمان می کند همه این موارد ناشی از آلرژیست؛ یا حتی متاثر از توصیه های طب سنتی فکر می کند ناشی از گرمی و سردی غذای مصرفی بیمارست. چه بسا مریض در واقع “گال” داشته باشد یا مبتلا به اگزمای تماسی آلرژیک باشد. ولی توصیه های متعدد پرهیزی بابت غذایی دریافت کند! توصیه هایی که گاهی رنجشان از خود بیماری شدید تر است. بر همکاران محترم در ماتولوژیست پوشیده نیست که خیلی از موارد بالا اولا آلرژیک نیست دوم اگر آلرژیک باشد الزاما مربوط به غذا نیست. مثل اگزمای آلرژیک تماسی که عامل آن به شکل موضعی حساسیت می آفریند. نه به صورت ورود در بدن از راه غذا!

سوم، اگر در مواردی غذا نقش داشته باشد انتساب غذا و بیماری شرایط خاصی را می طلبد که بعد از حصول آنها باید اقدام به منع غذای مورد نظر کرد. مثلا شاید تصور رایج این باشد که درماتیت آتوپیک اغلب ناشی از غذا و آلرژی به آنست ولی همانطور که همکاران عزیز می دانند فقط در اطفال آتوپیک آنهم حدود 30 درصدشان آلرژی غذایی نقش دارد. دراین عده نیز چند غذای محدود (تخم مرغ، آجیل، ماهی، شیر) می تواند کمک کننده ( و نه حتی عامل اتیولوژیک!) باشد. در این موارد هم که آلرژی محتمل است باید با تست حذفی، غذای مسوول را یافت آنگاه به منع او پرداخت. حال این کجا و لیست بلند بالای پرهیز به همه بیماران آتوپیک کوچک و بزرگ دادن کجا؟!
نمونه های این چنینی زیاد است و همان طور که گفته شد در نگاه نخست توجهی بر نمی انگیزد، و کسی دغدغه آن را ندارد ولی اگر خوب دقت گردد تجویزهایی از این دست باری می گردند.  که سنگینی آن فقط بر دوش بیمار می افتد و تاوانش را او میدهد.
دردهای اینچنین بر پیکره جامعه پزشکی درمان نمی شود مگر طبیبان ما بیش از گذشته به بهبود کیفیت زندگی بیمار بیندیشند و بر افزایش میزان دانش تخصصی خود کوشا باشند.

دکترنادر اربابی  متخصص پوست، مو وزیبایی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد قم

Share on facebook
Share on linkedin
Share on telegram
Share on whatsapp